معلمم دمت گرم

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی وقت‌ها که برای المپیاد کلاس می‌زارم میفهمم چقد باید به بعضی از معلم‌ها بگیم دمتون گرم.

شاید در این لحظه توی ذهنتون به من بگید پاچه‌خار آشغال و فک کنید منظورم معلمای مدرسه‌ست… ولی قطعا چنین نیست.
ولی حداقل به نظر من معلم کسی هست که با عشق و برای شاگرداش درس بده، نه اینکه به عشق پول و کلی چیز دیگه (اگه معلمای مدرسه به دانش‌آموزاشون عشق داشتن، قطعا هر روز غر نمیزدن که حقوقمون کمه، امکاناتمون کمه و  … درحالی که با دانش بسیار کمتر از اکثر مهندسین جامعه و حقوق و مزایای بیشتر و تابستون تعطیل و کار بدون دردسر هستن…)

به نظرم یه سری آدم هستن که واقعا بهم لطف کردن، مخصوصا آقای گوهرشادی، آقا جهان و آقا وحید. اینکه یه کلاس ۴ ساعته بدون استراحت همه‌ش سر کلاس باشی الآن که گاها دارم برگزار می‌کنم چنین کلاسایی رو میبینم واقعا اذیت می‌کنه کمر و پا و سر آدمو..

دمتون گرم که به عشق ما چنین کاری رو انجام دادید، اون‌هم رایگان…
و قطعا مدالمو بعد از لطف خدا و کمک خانواده‌م، مدیون اون‌هام…

امیدوارم چنین مدل روشی توی ایران و مخصوصا شهرستان‌ها جا بیوفته، یکی رایگان شروع کنه این‌کارو قطعا، قطعا ادامه پیدا می‌کنه و باعث پیشرفت المپیاد توی شهرستان‌ها میشه.

یاعلی مدد

(22)(0)

سفرنامه‌ی تهران

بسم الله الرحمن الرحیم

حدود ۲ ماه و ۱۵ روز تهران بودم، بدون برگشتن به شهرم…

می‌خوام در ادامه بنویسم اونجا چیکارا کردیم. کلا فازمون چجوری بود و …

ادامه خواندن “سفرنامه‌ی تهران”

(15)(2)